پنجشنبه، ۲۵ تیر ۱۴۰۵
تاریخچه تفصیلی آینه کنسول چوبی و ریشههای باستانی آن سیر تکامل میز کنسول چوبی، داستانی پرپیچوخم از آمیزش هنر منبتکاری چوب، معماری داخلی و آداب معاشرت اشرافی است. این محصول که امروزه به عنوان یک عنصر کلیدی در ورودیها و سالنهای پذیرایی خانههای مدرن خودنمایی میکند، ریشه در ابزارهای تزیینی و امنیتی قرون گذشته دارد.
کریدنزا (ایتالیا - قرن ۱۴ میلادی)
کابینت کریدنزا چوبی (رنسانس - ایتالیا)
میز کنسول اولیه (فرانسه - قرن ۱۷ میلادی)
میز پیشآینه و کنسول معاصر (قرون ۱۸ و ۱۹)
در این آیین، خدمتکاران مورد اعتماد، غذاها را پیش از سرو برای لرد یا پاپ بر روی یک میز چوبی پهن و کمارتفاع که با پارچهای مجلل پوشانده شده بود، میچشیدند. این عمل اعتمادسازی به قدری با آن قطعه چوبی گره خورد که به مرور زمان، خود آن میز به نام «کریدنزا» نامگذاری شد. با ورود به دوره رنسانس، این ساختار تکامل یافت و نجاران ایتالیایی با استفاده از چوبهای مرغوب نظیر گردو، بلوط و راش، کابینتهای عریض و باشکوهی ساختند که به صفحات سنگ مرمر مجهز بود و با نقوش اسلیمی منبتکاری میشد. این تجهیزات تزیینی فراتر از کاربرد بهداشتی و ذخیرهسازی ظروف، به نماد اصلی کیپ نمایش ثروت، اصالت خانوادگی و توانایی میزبانی مجلل اشراف تبدیل شدند.

حدود ۱۷۸۲-۱۷۹۲، ایتالیا | چوب صنوبر حکاکی و رنگشده، منسوب به جوزپه ماریا بونزانیگو | اوج هنر نئوکلاسیک با نقوش مینیاتوریدر سده هفدهم میلادی، طراحان فرانسوی و ایتالیایی مفهوم جدیدی از میزهای دیواری را خلق کردند. واژه کنسول (Console) در زبان فرانسوی به معنای براکت یا پایه نگهدارنده منحنی است. کنسولهای اولیه بر خلاف دراورها یا میزهای معمولی، فاقد پایههای عقبی مستقل بودند. آنها از یک صفحه چوبی نیمدایره یا هلالیشکل تشکیل میشدند که از پشت توسط یک یا دو براکت S شکل چوبی یا فلزی به دیوار پیچ میشدند و در جلو بر روی پایههای بسیار ظریف و انحنادار استقرار مییافتند. این ترفند هوشمندانه به طراحان اجازه میداد مبلمانی بسیار کمجا، شیک و مستقل برای راهروهای باریک و سالنهای بزرگ کاخها خلق کنند.
پادشاه مقتدر فرانسه، لویی چهاردهم (شاه خورشید)، بزرگترین حامی توسعه این سبک مبلمان بود. در دوران او، کارگاههای سلطنتی با استفاده از مقاومترین چوبها مانند بلوط و افرا، کنسولهای بزرگی خلق کردند که تماماً با لایههای نازک طلا (Giltwood) پوشانده شده و با مجسمهها و فرشتگان چوبی منبتکاری شده بودند. جولیوس هاردوین-مانسارت (معمار برجسته) و چارلز لبرون (نقاش و طراح سلطنتی)، تالار آینههای ورسای را با استفاده از تقارن جادویی این کنسولهای طلاکاریشده و آینههای بزرگ دیواری به شاهکار ابدی معماری جهان تبدیل کردند.
با انتقال به دوره روکوکو در عهد لویی پانزدهم، خطوط متقارن و سنگین باروک جای خود را به انحناهای ظریفتر، نامتقارن و الگوهای برگرفته از طبیعت نظیر صدفها و گلها داد. نجاران با استفاده از تکنیکهای پیچیده پرداخت چوب و روکشهای نفیس چوبهای وارداتی از آمریکا، آثاری خلق کردند که تا قرنها پایداری و درخشش خود را حفظ نمودند.

در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم، تحولات دکوراسیون گرایش شدیدی به سمت سادگی و تقارن یونان و روم باستان پیدا کرد. در این دوران سبکهای شاخصی ظهور کردند که امروزه نیز الگوهای اصلی تولید آینه کنسولهای چوبی مدرن و کلاسیک هستند:
سبک امپراتوری (Empire Style) و کارهای دانکن فایف (Duncan Phyfe): در نیویورک و بوستون، برجستهترین استادکار چوب تاریخ آمریکا، دانکن فایف، میزهای پیشآینه و کنسول شگفتانگیزی را با الهام از ستونهای کلاسیک، نقوش برگی، و پایههای شیر منبتکاریشده از چوبهای گرانبهایی نظیر چوب ماهون (Mahogany)، چوب سرخ (Rosewood) و گیلاس تولید کرد.
سبک بیدرمایر (Biedermeier): در آلمان و اتریش، طراحان به جای استفاده از تزیینات طلایی شلوغ، بر روی سادگی هندسی، فرمهای بیپیرایه و زیبایی خیرهکننده بافت طبیعی روکشهای چوب گردو متمرکز شدند که پایه و اساس آینه کنسولهای مدرن امروزی به شمار میآید.
میز پیشآینه (Pier Table): در قرون هجدهم و نوزدهم، معماران دیوارهای حائل بین دو پنجره یا بین دو ستون بزرگ را «دیوار پیشآینه» (Pier Wall) مینامیدند. میزهای پیشآینه به طور ویژه برای پر کردن این فضاهای باریک طراحی شده و همواره با یک آینه دیواری بسیار بلند و باریک همراه بودند. این میزها برخلاف کنسولهای متصل به دیوار، معمولاً دارای چهار پایه مستقل چوبی، یک صفحه ضخیم مرمری در بالا و یک طبقه چوبی (شلف) در قسمت پایینی برای قرار دادن مجسمهها بودند.





میز کنسول (Console Table): طبق تعریف مورخان برجسته مبلمان نظیر رالف ادواردز و جان گلوآگ، کنسولهای اصیل به صورت مستقل روی زمین نمیایستند؛ آنها صرفاً دارای پایههای تزیینی در جلو بوده و به کمک دیوار یا نیروی گرانش در جای خود ثابت میشوند.
در دوران باروک و گرجی، به دلیل عدم وجود الکتریسیته، فضاهای داخلی قصرها بسیار تاریک و دلگیر بود. معماران از آینه کنسولهای چوبی به عنوان دستگاههای تقویت نور طبیعی و مصنوعی استفاده میکردند:
نور خورشید (روز) یا نور شمع آباژور (شب)
│
▼
[ آینه کنسول ] ──► بازتاب و زاویهدهی مجدد به نور
│
▼
[ ساعت رومیزی چوبی ] ──► قاب صیقلی، ایجاد نقاط درخشان متقاطع
│
▼
[ لوستر و آباژورهای دورتادور ] ──► تکثیر بینهایت شعاعهای نوری در تالار
قرار دادن یک ساعت رومیزی چوبی و دو عدد آباژور با پایههای چوبی خراطیشده در دو طرف میز کنسول، نهتنها یک چیدمان اصیل تاریخی است، بلکه با انعکاس مکرر پرتوهای نور در آینه دیواری، فضا را به شدت دلباز، روشن و گرم جلوه میدهد.


آینه در ادبیات عرفانی ما همواره نماد تجلی حقیقت و صیقلخوردگی روح بوده است. حافظ شیرازی در غزل مشهور خود به زیبایی به مکانیزم آموزش طوطی در پشت آینههای بزرگ اشاره میکند؛ تشریفاتی دکوراتیو که در تالارهای بزرگ در پس آینههای کنسول جریان داشت:
در پس آینه طوطیصفتم داشتهاند
آنچه استاد ازل گفت بگو میگویم
دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور - تصویر ۲۲۴
در پایان باید به این نکته توجه داشت که این متن تنها بخش کوچکی از هزارتوی عمق روح آینه کنسول و دنیای خارق العاده آن بود. امیدواریم این مقاله به خوبی در نظر شما جلوه کرده باشد.